Peeroozi

Finally I decided to join the blogers community. My blog is going to be focused on my homeland Iran and what is going on there. All are welcome to post. I was born in Iran 43 years ago in a small sun-baked city at the edge of the Kavir. What I mostly remember and miss about my hometown are lots of trees, a sky dotted by the brightest stars, and in the summer that wonderful scent of Peech Amin-al-doleh and Nastaran in the old alleys and streets.

Saturday, August 13, 2005

!نامه بلاگرها خطاب به مردم ایران

روشنفکران، اندیشمندان، شاعران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، بلاگرها و گروه‌های سیاسی مسئولند و باید راهی برای نجات کشور از وضعیت فرسايشی موجود پیدا کنند. نوشتن نامه، امضا کردن طومار، گذاشتن لوگو و این‌گونه کارهای دفاعی همواره توأم با خستگی و فرسودگی و تلف کردن انرژی است. چنین کارهایی را ادامه می‌دهيم اما معتقديم که روند مبارزه اينک شيوه‌ی ديگری را می‌طلبد.
بيست و شش سال گذشت و ما مدام داريم دفاع می‌کنيم که آدمی را از دست ندهيم. جمهوری اسلامی همه را به بازی گرفته، و همه مشغول اين مبارزه‌اند که يک روزنامه‌نگار کشته نشود، يک وکيل به اتهام جاسوسی در زندان نپوسد، يک زن سنگسار نگردد، و اين بازی تمامی ندارد. بيست و شش سال است که آدم‌ها به جرم جنگ مسلحانه، بابيگری، جاسوسی، زنا، اهانت به اسلام، ايجاد تشويش اذهان عمومی، اهانت به رهبری، و هزاران جرم اين‌چنينی آزار می‌بينند و يا کشته می‌شوند، و ما قبل يا پس از حادثه واکنش نشان می‌دهيم.
روش‌های دفاعی نتیجه نمی‌دهد. ما ایمان و اعتقادمان بر اين است که بايد از جسدبازی فاصله بگيريم، بايد از کابوس آنها رويا بسازيم. ما می‌توانيم با طرح موضوع و ايجاد فکر آنها را به موضع دفاعی و سلبی بکشانيم. ما فرهنگ و خبر و هنر توليد می‌کنيم، آنها اگر می‌توانند هزينه کنند و جلو آن را بگيرند. می‌دانيم که نمی‌توانند. ما با آخرين تکنيک‌ها، با تمام امکانات رسانه‌های جهانی از در و ديوار به درون خانه‌مان، ايران راه پيدا می‌کنيم تا جن‌گيرها بفهمند که جامعه نيازمند رهايی‌ست، که حق انسان اعدام و سنگسار و آويختن و شکنجه و شلاق نيست، که شأن انسان آزادی و برابری و عدالت اجتماعی است.
اگر کسی فکر می‌کند سید علی خامنه‌ای خداست و شاهرودی و مرتضوی برایش کار عزراییل را انجام می‌دهند و فقهای شورای نگهبان هم نگهبانان جهنم او هستند، خواهند دانست که يکبار زندگی می‌کنند، خواهند دانست که فريب اين متقلبان خدازده را نخواهند خورد.
نگاه کنید به مجلس مملکت، به رییس جمهورش که بناست کشور را بر پایه‌ی استخاره اداره کند، نگاه کنيد به هجوم چهار پنج سايت و وبلاگ تروريستی که آنها اداره‌اش می‌کنند! باور کنيد از وحشت به این زوزه کشیدن روی آورده‌اند. در اندازه‌های ايران و توان روشنفکرانش نيستند. از ترس و وحشت روزنامه‌نگاران و روشنفکران و دانشجویان را در زندان سرکوب می‌کنند که ادای قدرت را دربياورند. هر صدای معترضی را خاموش می‌کنند، اما نمی‌دانند که صدای اعتراض از خانه‌ی خودشان، از فرزندشان، از نزديکترين فردشان در سينه مانده است. از ترس آدم می‌کشند و ناگاه می‌بينيم جسد چهره‌ای برجسته در کوچه و بازار پیدا می‌شود.
آی آدم‌های مسلمان، چپ، کمونیست، سلطنت‌طلب، کافر، بهايی، ارمنی، يهودی، زرتشتی، پیروان ادیان مختلف ... آهای ایرانی! نجات کشور در حرکت است و شرایط آن امروز فراهم شده.
ما امضاکنندگان این نامه معتقديم که با ایجاد امید در مردم از این حالت انفعال و دفاعی خارج شويم و در گام‌های نخست در حمايت از مردم زجرديده‌ی کردستان به ياری‌شان بشتابيم. آزادی بیقيد و شرط زندانيان سياسی حق ماست، و با يورش به تمامی احساس خبری، آنها را از تاريکخانه‌ها بيرون می‌آوريم. ايران کشور ماست، و آزاد کردنش هزينه دارد. با تمام وجود برای آزادی ايران تلاش می‌کنيم، و با ايجاد کار فرهنگی و خبررسانی به‌موقع و افشای نکبت، به زندگی نور می‌تابانيم.
ايران نيازمند رهايی است، و ما ايرانی‌ها نيازمند هماهنگی و يکپارچگی و فکرهای نو هستيم. حرکت را پرقدرت آغاز می‌کنيم.
عزیرانی که علاقه‌مند به امضای نامه هستند لطفا از طريق فرم‌های مربوطه و یا از طریق assada@gmail.com به اطلاع ما برسانید تا نام شما یا وبلاگتان به لیست اضافه شود.
اسامی بلاگرهای امضا کننده نامه
از امروز برای سهولت کار، دوستان می‌توانند نام و آدرس وبلاگ خود را در پایین همین لیست به فرمی که ویژه این کار درست شده اضافه کنند. نام و لینک وبلاگتان بصورت خودکار و به ترتیب زمان به لیست اضافه و در صفحه نشان داده خواهد شد.
آریان / امیر آریاپور/ آشیل/ آینده / آزادشو / علی آرام / آبنوس / اعتراض / هشیار ایرانی/ نادر احمدزاده / داریوش اقبالی / اصغرآقا دات کام / کاوه احمدی / عبدالقادر بلوچ/ کيا بهادری / نیما نیلیان بوشهری / برون‌کا / بیدل / بی‌بی باران / بابک خرمدین / سارا باقری / به‌سوی کامیابی / بوی کهنگی / فرید پویان / PRICE OF THE FREEDOM / توفان آریا تهم/ جهانشاه جاوید/ جهانی دیگر / امید حبیبی‌نیا / خنده‌های شراب / خُسن‌آقا / خانوم حنا / خورشید شب / حسن درویش‌پور/ اردشیر دولت / پویا داراب / دوشمن در خانه / رادیو سپهر / رهایی / روجا / رک‌گو / مهدی رحیمی‌نصر / روزهای نازی / روح اردیبهشت / Roselaleh / زیر چتر چل ‌تیکه / احمد زاهدی / zehneh-ziba / زیتون / ف.م. سخن / سرزمین آفتاب / ستیغ خانوم / سینه‌چاک / سایه‌آبی / فرود سیاوش‌پور / شیما کلباسی / شبنم فکر / شراگیم / شیطان/ Carpe Diem / صعود برهنه / کورش صحتی / حمیرا طاری / اسدالله علیمحمدی / عرفان / مرتضی عبدلعلیان / Freedom For All / قلم من / فریاد جرس / خشم و هیاهو / فرزاد فدایی / سیامک فرید/ حمید کُدیوری / کاپیتان هادوک / رضا کریمیان / کافکا / کميته مبارزه با سانسور اينترنت در ايران / گوشزد / گل آفتابگردون / گزارش به خاک ایران / دامون گلریز / لندنی / عباس معروفی / من در غربت / مستور / ماه‌می / ملا حسنی / مانیا / من یه‌نفر+شما چند نفر / من یک زنم / مظاهر شهامت / مرتضی نگاهی/ ندای اکبر گنجی / علی نصرالهی / وبلاگ ژینا / پدرام هاشمی / هموطن‌ها / هملت نوشت / پيام يزديان / یک قطره / یوگینی / یاداشت‌های یک مرد تنها / ۳ پوینت /
دختر همسايه / تردید / محسن خاتمی / داريوش.ش / رضا ایرانی / آرتا داوری / طاهر قاسمی / مزدک کاسپين /
لطفاً بلاگرها برای امضاء نامه فرم زير را پر نمايند

نام:

E-mail:

URL:




function weblog_submit(el) {
if (el.author.value=='') {
alert ('Name is empty!');
el.author.focus();
return false;
}
if (el.url.value=='') {
alert ('URL is empty!');
el.url.focus();
return false;
}
}
اسامی حمایت کنندگان از نامه بلاگرها
از امروز برای سهولت کار دوستان می‌توانند نام خود را شخصا به فرم پایین این لیست اضافه کنند. بعد از نوشتن نام و ایمیل روی دکمه کلیک کنید. نام شما بصورت خودکار در صفحه نشان داده خواهد شد.
آنیتا / آرزو آرام / علی‌اکبر امیدمهر/ جمشید اخوان /دکتر سمیرا اروجانی/دکتر امیر اروجانی/عماد.ا. /دکتر اردوان بیانی/ مزدک بامدادان/محمد بهشتی/امیر بلندیان /غلامرضا بقایی /دکتر رضا براهنی /رضا برومند /پونه/ حمید پوریان/ سیاوش پرند/ رشید حدادی/لیلا حقانی/روشنک داوری/دکتر پرویز داورپناه /علیرضا رضایی/ فریدون رهنما (فرد)/مسعود سپند/منوچهر سالکی/مهدی سامع/ فریبا سنجر/ ابراهیم شیرازی / علی صمد/ دکتر حسین عبقری/دکتر شهلا عبقری/سیاوش فرجی/ ناصر کریمی/ کورش گلنام / شکوه میرزادگی/مهرنیا/سعید محمدی/مایک مظفری /مینو /اسماعیل نوری‌علاء /هانا /
شهرام قنبري / حمید ثابت / فریدون احمدی / محسن مهرآرا / کورش گلنام / منوچهر / هادی يوسفی / دکتر مسعود خواجه‌علی / تعداد امضاء حمايت کنندگان تا اين لحظه: 49
لطفاً حمايت کنندگان از نامه بلاگرها فرم زير را پر نمايند

نام:

E-mail:


Friday, July 29, 2005

اعتقادات

May it be to the world, what I believe it will be (to some parts sooner, to others later, but finally to all) the signal of arousing men to burst the chains under which monkish ignorance and superstition had persuaded then to bind themselves, and to assume the blessing and security of self government …. All eyes are opened or opening to the rights of man. The general spread of the light of science has already laid open to every view the palpable truth, that the mass of mankind has not been born with saddles on their backs, nor a favored few, booted and spurred, ready to ride them legitimately by the grace of God. These are the grounds of hope for others; for ourselves, let the annual return to this day forever refresh the recollection of these rights, and an undiminished devotion to them.

Wednesday, July 20, 2005

آزادی مشروط مشروع

خواهشمندم مطلب زیر را خدمت آقای نعمت احمدی برسانید.

جناب آقای نعمت احمدی:
مطلب جناب عالی در روز نامه اینترنتی روز" آزادی مشروط، درخواست ندارد" http://roozonline.com/02article/008690.shtml
بسیار جالب بود. ولاکن نکته ای که بنظر من رسید این است که " قانون مجازات اسلامی و آزادی مشروط" که در نص قانون تصریح شده است در مورد آقای گنجی صادق نمیباشد. از آنجا که همان طور که در ذیل خود جناب عالی هم مرقوم فرمودید " «1. هر گاه در مدت اجرای مجازات، مستمراً حسن اخلاق نشان داده باشد. 2. هرگاه از اوضاع و احوال محکوم پیش بینی شود که پس از آزادی دیگر مرتکب جرمی نخواهد شد" مشمول آقای گنجی نمیشود. به هیچ عنوان قصد ندارم که ایرادی بر اکبر گنجی بگیرم چه او را در زمره ایرانیان آزاده میشمارم ولی قصدم اینست که ج اسلامی این حرفهای که شما میزنید برایش ارزشی قایل نمیشود..

نکته ای که خواستم عرض کنم اینست که منظور قانون گذار اسلامی " آزادی مشروط" نبوده بلکه آزادی مشروع بوده است. به عبارتی ما (منظور ایرانیان است) همه مشروطا آزادی مشروع داریم که در هر زمان مشروعا میشود آنرا محدود کرد.

با تقدیم احترام
اردلان پیروزی

مورد حاج حنیف

(http://hanif.ir/) حاج حنیف مزروعی شرحی بر دوران زندانش نوشته است . امیدوارم فرصتش بشه که انچه که در ذیل مینویسم را بخواند.

حاج حنیف همچی نوشته که انگار این اعمال و رفتار جمهوری اسلامی تازگی داره. حاج آقا ابوی جنابعالی خودش سالها اینکاره بوده و در پایه گذاری جمهوری وحشت بزرگ ید طولانی داشته و از اذان صبح تا بوق سگ کارش پایه گذاری و استمرار جمهوری وحشت اسلامی بوده. آیا یکبار شد شماها از ان روزهای وحشتناک صحبت بکنین؟ من هیچ قصد ندارم که بگم که کاری که با شما کردن درست بوده. ولی حاجی شما همین مطلب نیک آهنگ http://nikahang.blogspot.com/رو در مورد روزهای بعد از نوشیدن جام زهر بخونید آدم مو بر تنش راست میشه از این همه سبعیت. و پدر شما نقش بسیار بزرگی در همه اعمال جمهوری اسلامی داشته. من قصدم شماتت نیست ولی وقتی که شما از ما ها که تحریم کردیم انتقاد میکنی یک لحظه فکر کن که بر ما در طول این 27 سال چه گذشته و هیچ کدام حتی یک نفر از اصلاح طلبان حتی یک جمله هم در مورد دلجویی از صد ها هزار داغ دار نگفتین.

Sunday, June 05, 2005

تلاش برای آزادی مجتبا سمیعی‌نژاد، وبلاگ‌نویس زندانی

مجتبی سمیعی‌نژاد، وبلاگ‌نویس 25 ساله و دانشجوی رشته ارتباطات، نویسنده‌ی وبلاگ "من نه منم" و سپس "استیجه"، از تاریخ 11 آبان 1383 تا هشت بهمن 1383 را، "به دلیل انتشار خبر بازداشت 3 وبلاگ‌نویس دیگر" در بازداشت به سر برد. سپس بعد از آزادی موقت در بهمن‌ماه 1383، برای انتشار نظراتش وبلاگ جدیدی ایجاد کرد و همین امر موجب دستگیری مجدد وی، درست به فاصله‌ی چند روز پس از آزادی‌اش گردید که این حبس تا امروز نیز ادامه داشته است. مجتبی سمیعی‌نژاد اینک در زندان قزل حصار در میان مجرمان عادی و خلافکاران به‌سر می‌برد.حکم دو سال زندان برای مجتبا، رسماً به وکیل وی ابلاغ شده است و جرم ناکرده‌ی او "وبلاگ‌نویسی" است؛ همان‌کاری که همه‌ی ما به آن مشغول‌ایم. این حکم در شعبه‌ی سیزده دادگاه انقلاب به‌وسیله‌ی قاضی سعادت صادر شده است. وظیفه‌ی انسانی و اخلاقی ما وبلاگ‌نویسان و همه‌ی کسانی که به حقوق بشر اعتقاد دارند، اعتراض به این ظلم مسلم است. از تمامی وبلاگ‌نویسان، نهادهای حقوق بشری و انسان‌های آزاده‌ی ایران و جهان خواستاریم تا صدای اعتراض خود را به این عمل غیر قانونی و حکم غیر انسانی بلند کرده و آزادی فوری مجتبا سمیعی‌نژاد را خواستار شوند

.+++++دوستان عزیز+++++لطفا اخبار مربوط به مجتبی را از لینکهای سمت راست همین صفحه دنبال کنید.توضیح:این حرکت به هیچ نهاد، شخص، گروه و ایدئولوژی وابسته نیست و در واقع حرکتی است مستقل و جوشیده از درون خود وبلاگ‌نویسان.
:: LINK ::

Monday, May 30, 2005

بدون توضیح

. مرد و زنی در یه مهمونی با هم اشنا شدند. صحبتشان حسابی گل انداخته بود که اقاهه از خانومه پرسید اگه یک ملیون تومن بهت بدم امشب با من میخوابی؟ خانمه یه لحظه فکر کرد و گفت اره. اقاهه برگشت و گفت با ده تومان چطور؟ خانمه ترش کرد و گفت مگه خیال کردی من فاحشه هستم؟ اقاهه جواب داد این سوال شما رو جوابش رو داریم ما الان فقط سر قیمت داریم چونه میزنیم.

Sunday, May 29, 2005

برای ازادی کامل و دائم اکبر گنجی

[Human Rights]
Mr. Akbar Ganji is the longest-serving political prisoner in Iran’s journalistic community, jailed for expressing his opinion in defense of freedom and the professional rights of journalists. He was convicted by high-ranking judiciary officials in the Islamic Republic for criticizing government officials, and has so far spent more than sixty-one months in prison. Since his imprisonment, Ganji has published “The Republican Manifesto,” a work that outlines plans for achieving an open and democratic society, and has invited the people to engage in civil disobedience. These actions have brought him further wrath from the officials of the judiciary, who are abusing their legal powers to silence his voice, so much so that even his attorney, Dr. Nasser Zarafshan, has been sent to prison. At 7 PM on Thursday, May 19th 2005, Ganji went on an indefinite hunger strike to protest his unfair and illegal treatment, including the refusal to grant him medical leave. This is while he is severely ill and is in dire need of special medical attention. We Iranian journalists and bloggers are extremely concerned about Ganji’s health, and we call on human rights organizations to take immediate measures to pressure Iran’s judiciary to release and treat him. In the present circumstances, international human rights organizations and freedom-loving people all over the word are responsible for the protection of Akbar Ganji’s life.

اکبر گنجی قدیمی‌ترین روزنامه‌نگار ایرانی‌ست که به دلیل ابراز عقيده و دفاع از آزادی و حقوق حرفه‌ی روزنامه‌نگاری، زندانی است. وی به بهانه‌ی انتقاد از مقامات دولتی، به دستِ بالاترین مقامات قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی، محكوم شده است و تا این لحظه بيش از ٦١ ماه است كه در زندان به‌سر می‌برد. او در طول اسارتش به انتشار "مانیفست جمهوری‌خواهی" -اثری که به قصد ارائه راه‌کار برای رسیدن به جامعه‌ی باز و دموکرات نگاشته شده است- و دعوت مردم به نافرمانی مدنی مبادرت ورزیده است و از همین‌رو به سختی مورد خشم و کینه‌ی حاکمان و مسئولان قضایی قرار گرفته است که از طریق سوء استفاده از قدرت قانونی، سعی در خاموش‌ساختن صدای وی دارند، به‌طوری که حتی دکتر ناصر زرافشان وکیل مدافع گنجی نیز هم‌اکنون در زندان به‌سر می‌برد. اكبر گنجی در اعتراض به برخورد ناعادلانه و غير قانونی با وی و عدم برخورداری از مرخصی استعلاجی، از ساعت ‌١٩ پنجشنبه ‌٢٩ ارديبهشت ‌٨٤ اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرده است و این در حالی‌ست که وی به‌شدت بیمار است و نیاز مبرم به درمان‌های ویژه دارد. ما روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان ایرانی نگران سلامتی گنجی هستیم و به دلیل خودداری مسئولین قوه قضائیه از آزادی و درمان وی، خواهان اقدام فوری نهادهای حقوق بشری برای تحت فشار گذاشتن قوه‌ی قضائیه ایران، برای آزادی و درمان وی هستیم. تحت شرایط فعلی، مسئولیت جان اکبر گنجی با نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و آزادیخواهان جهان است.

Saturday, May 21, 2005

1384 خرداد 1

اين وب لاگ به نشانه ی همبستگی با زندانیان اهل قلم و حمایت از اکبر گنجی - که اکنون در اعتصاب غذا به سر می برد - و مجتبی سميع نژاد امروز شنبه اول خرداد به صورت سفید منتشر میشود.

Wednesday, May 04, 2005

Peeroozi

Peeroozi
Dr. Bagherzadeh had an article today published at http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/1060/

I would like to know what kind of "relationship" with the U.S. Rafsanjani could manage. The main issues in the relationship would be Terrorism, Israel, Human Rights, and the Nuclear issue. My question is, suppose that Iran and the U.S. reached an agreement on all points, would that mean then there would be embassies opened in Tehran and in Washington D.C.? If that would be the case, then me and few more like me, as a dual citizens could go to Iran and start peaceful political activities for example for a Referendum? Could the Islamic Republic put me in jail or do to me what they did to Zahra Kazemi? And to how many of us without a huge uproar here in the U.S.? What would Islamic Republic do? What are your thoughts?

Thank You,
A.P.

Wednesday, April 20, 2005

آن جاي ديگر

ما وقتي مي‌گوييم يك دولت عملگرا و قانوني را تشكيل مي‌دهيم، يعني نمي‌خواهيم چيزي بيش از حق خود اخذ كنيم. رفراندوم قانون اساسي در حيطه اختيارات دولت نيست. دولت مي‌تواند مواضعي به نفع آن داشته باشد و از آن حمايت كند اما نمي‌تواند رفراندوم برگزار كند. چارچوب حقوقي آن يك جاي ديگر است كه "آن جاي ديگر" بايد قانع شود و ممكن است كه ما تلاش كنيم آن مرجع را قانع كنيم
The above is from an interview with Mohamad Reza Khatami. This guy does not understand that آن جاي ديگر is not one person, it is a whole group of people that here he wants to put it on Khamenei alone. Not that Khamenei is not a demagogue tyrant, but he is only one person in the system of Jomhoori Eslami and they do understand well that if one of their piollars fall the rest of the system falls apart. M.R. Khatami does not appear to understand this-so he is either a fool or he is a lier. Take the one you prefer.

Tuesday, April 05, 2005

يك دولت به طيف راست، بدهكاريم

I saw the above title on Baztab site. The akhonds are the most por-rou people. Everybody wants to kick them out but they think we OWE them a government! yeki ro be deh rah nemidadan soragh khouneh kadkhoda ro migereft.

But I think the problem is us. We, the Iranians have to rise up against the islamic tyranny in Iran and kick them.

Thursday, March 31, 2005

Roshan-fekr Eslami

My thoughts about an interview with akhond Kadivar:
http://www.bbc.co.uk/persian/ new...maleimams.shtml
The above comes from an Islamic Roshan-fekr. It is so typical of Islamic Roshan-fekrs, women could speak but only if متعارف سخن بگويند و حدود را رعايت بکنند. Who is to say what is "متعارف" and who determines what the "حدود" is. Khomeini ham haminjoor beh naal va beh mikh nizad. From akhond kadivar's point of view certainly it has to be the akhonds. I'd like to say to akhond Kadivar, those days that a bunch of turbin heads decide what women could say, how to say it, when to say it, and where to say is going to be over soon.